کاهش ضايعات جوجه کشي درآب و هواي گرم
با ادامه افزايش قيمت خوراک دام و ساير هزينه ها ، بسياري از جوجه
کشي هاي کوچک که درامد زيادي ندارند سرانجام تعطيل مي شوند نتايج جوجه کشي نيز
غالبا در زمستان با تابستان متفاوت است ميانگين هچ تخم مرغهاي چيده شده در يک دوره
داوزده ماهه به طور متوسط 75-70 درصد خواهد بود در حالي که ميزان هچ تخم مرغهاي
توليد شده در طول زندگي يک مرغ بين 65-60 درصد تغيير مي کند با توجه به تحقيقات
مستمر ده سال گذشته بر روي گله هاي مادر گوشتي ، درصد هچ تخم مرغهاي جوجه کشي 6-5
درصد افزايش يافته است که اين پيشرفت به سبب بهبود مديريت و بکارگيري تکنيکهاي
مانند کنترل نور و تغذيه جداگانه مرغ و خروس بدست آمده است که سبب غلبه بر مشکلاتي
نظير افزايش وزن ، بلوغ زودرس و خروسهاي فاقد کارايي شده است . متاسفانه در
کشورهاي در حال توسعه مسائلي نظير نامطلوب بودن پوسته تخم مرغ ، باروري ضعيف ،
توليد تخم مرغهاي کوچک ، بلوغ زود رس و مشکلات پا در خروسها به دليل افزايش وزن ،
منافع جوجه کشيها را به خطر مي اندازند علي رغم اين امر که تغذيه جداگانه خروسها
با جيره اختصاصي باعث افزايش توليد 6-5 جوجه به ازای هرمرغ مي شود ولي اين مسئله
هنوز در بسياري از کشورها اجرا نمي شود کنترل نور نيز هنوز به عنوان يک مشکل مطرح
است زيرا در سالنهاي باز در فصل تابستان در مقابل اشعه خورشيد ، فقط پرده ها قرار
دارند که براي جلوگيري از نفوذ نور کافي نيستند گزارش مي شود که عدم باروري به سب
تنبلي خروسها در طي تابستان و يا مشکلات پا ناشي از افزايش بيش از حد وزن بدن
خروسها ، علت 50-40 درصد ضايعات جوجه کشي به ازای کل تخم مرغهاي چيده شده مي باشد
مشکلات پا در خروسها به سبب تنوسينوويت ، تورم مفصل استافيلوکوکي ، آبسه کف پا و
ساير جراحات ، عدم باروري را تشديد مي کند با داروهاي سولفاميدي دلايل کلي براي
پايين بودن جوجه درآوري مي باشند در يک جوجه کشي موفق ، ميانگين کل تلفات جنيني در
طي 8-7 روز اول زندگي جنيني نبايد از 5-4 درصد تخم مرغهاي چيده شده تجاوز نمايد
.بررسي منظم تخم مرغهايي که هچ نشده اند به ما کمک مي کند که دريابيم اين مرگ و مير
در چه سني و به چه دليل صورت گرفته است مرگ و مير جنيني ممکن است مسول عدم هچ 50%
تخم مرغها و به همين ميزان ضايعات ناشي از عدم باروري باشد ازآن جايي که جنين در
طي دوران زندگي خود در معرض شرايط نامساعد مختلف قرار مي گيرد مي تواند در مراحل
اوليه رشد تحت تاثير برخي از عوامل از بين برود رشد اوليه جنين دربدن مرغ اتفاق مي
افتد در نتيجه تحت تاثير سلامت و درجه حرارت بدن مرغ قرار مي گيرد زيرا بلاستوديسک/بلا ستودرم قبل از گذاشتن تخم تشکيل شده است آزمايش تعدادي از تخم مرغ هاي تازه
قبل از انکوباسيون مي تواند به مشخص کردن وضعيت دقيق بلاستوديسک تخم مرغ نطفه دار
از نظر ظاهر و اندازه به منظور تشخيص باروري و ميزان هچ مورد انتظار کمک نمايد .
مرگ و مير اوليه جنين ممکن است طي مراحل اوليه انکوباسيون رخ دهد که تقريبا 60-50
درصد کل ضايعات را شامل مي شود سرماي زمستان درجه حرارت نامناسب اتاق نگهداري و
گرماي بيش از حد تابستان در طي حمل و نقل تخم مرغها ، اغلب باعث اين مرگ و مير ها
مي شود دود دادن غلط ، اثرات سوء تغذيه ، بيماريها ، کرچي ، جمع آوري همزمان تخم
مرغهاي قابل جوجه کشي و تخم مرغهاي کثيف روي بستر دلايل ديگري براي مرگ و مير
اوليه جنيني هستند لانه هاي کثيف و شرايط بد بستر لانه ها اغلب منجر به الودگي
ميکروبي بيش از حد تخم مرغهاي قابل جوجه کشي و در نتيجه افزايش مرگ و مير اوليه
جنيني و يا جوجه هاي هچ نشده مي شوند مشکلات مکانيکي مانند چرخش نادرست درستر ،
ترک خوردگي پوسته ها را افزايش مي دهد و سبب دهيدراتاسيون جنين زنده داخل تخم مرغ
مي شود ضمن اينکه درجه حرارت بيش از حد و رطوبت پايين نيز چنين تاثيري دارند . در
جوجه کشيهاي داراي سترهاي چند سني که درآنها تخم مرغها هر هفته يا هر دو هفته يک
بار در دستگاه چيده مي شوند و دود دادن تخم مرغها اغلب قبل از چيدن تخم مرغها
انجام مي پذيرد چنانچه تخم مرغها بيش از حد در معرض فرمالدئيد قرار گيرند منجر به
مرگ و مير زود رس جنيني هم در تخم مرغهاي جديد و هم در تخم مرغهايي مي شود که قبلا
چيده شده اند در چنين شرايطي جنينهاي غير طبيعي به صورت ايجاد جراحاتي در ناحيه
سرجنين ها مشاهده مي شوند در کشورهاي در حال توسعه ، فرمالدئيد هنوز به منظور دود
دادن استفاده وسيعي دارد زيرا مواد پاک کننده و ضد عفوني کننده کلره در غلظتهاي
بالا سرطان زا هستند بين باروري و مرگ و مير اوليه جنيني تخم مرغها ارتباط وجود دارد
باروري پايين تخم مرغها همواره با تلفات جنيني بيشتر همراه است و باروري بالاي تخم
مرغها منجر به جوجه درآوري بيشتر به دليل مرگ و مير جنيني کمتر مي شود . چنين
مسائلي معمولا بعد از پيک توليد پيک نطفه داري و پيک جوجه درآوري گله مشاهده مي شود
در بعضي موارد وقتي گله درارتباط با خروسهاي تنبل و پير مشکل داشته باشد در صورت
دسترسي به خروسهاي جوان آنها را جايگزين خروسهاي پير و فاقد کارايي مي کنند درمورد
هر گونه افزايش مرگ ومير اوليه جنيني نبايد آفلاتوکسينها و داروهايي را که در دان
مصرف مي شوند ناديده گرفت مرگ و ميرهاي جنيني بعد از هفته اول انکوباسيون درمناطق
با آب و هواي گرم اغلب از 1/3 درصد تجاوز مي کند در حالي که در اروپا و آمريکا اين
ميزان 1-0/5 درصد گزارش شده است. 13 درصد کل تلفات جنيني مربوط به اين دوره مي باشد
و معمولا به وسيله عواملي ايجاد مي شود که درارتباط با افزايش آلودگي ميکروبي تخم
مرغها و انکوباتورها هستند و به دليل ضدعفوني غير صحيح آنها و کيفيت بد آب مورد
استفاده در جوجه کشي بروز مي کند. اين گونه آبها غالبا حاوي تراکم بالايي از
ميکروبهاي آب دوست مي باشند . عوامل تغذيه اي و ژنتيکي نيز در بعضي موارد نقش
دارند اما معمولا اعتقاد بر اين است که نامناسب بودن درجه حرارت ، هندلينگ و چرخش
تخم مرغ ها در انکوباتور اهميت ويژه اي در افزايش مرگ و مير دراين مرحله از
انکوباسيون دارند در پايان اين دوره سر جنين به طرف انتهاي پهن تخم مرغ مي چرخد
از آن جايي که جنين براي تامين اکسيژن مورد نياز خود ، به جريان هوا در ستر و هچر
احتياج مبرم دارد و از طرفي افزايش دي اکسيد کربن و ديگر گازهاي سمي منجر به
مسموميت مي شوند بنابراين در موارد بررسي مرگ و مير اواسط دوره جنيني يا حتي هفته
آخر انکوباسيون تهويه نامناسب ستر و هچر نبايد ناديده گرفته شوند غالبا فرسودگي
تسمه ها و پولي هاي هواکشها جريان کامل هوا را در ستر محدود مي کند مسدود شدن سيستم
اصلي خروجي هواي هچري با کرک پرها و ديگر ضايعات نيز مي تواند باعث اختلال درتبادل
گازها گردد براي حل اين مشکلات اندازه گيري ميزان دي اکسيد کربن درهواي ستر و سرعت
هواکشها مفيد خواهد بود. درکشورهاي در حال توسعه که اغلب گله ها آلوده به
مايکوپلاسما گالي سپتيکم هستند. مايکوپلاسماها خسارات زيادي را به صنعت طيور وارد مي
کند ضايعات حاصل در جنينها و جوجه ها را مي توان به سادگي در کالبد کشايي جنين و
با با کمک تکنيکهاي ازمايشگاهي تشخيص داد . بيشترين موارد تخم مرغهايي که هچ نشده
اند عبارتند از تخم مرغهاي نوک زده اي که جنين قادر به خروج از انها نيست. مرگ در
پوسته ، تخم مرغهايي که مقدار آلبومن باقي مانده آنها زياد است نابجايي و بد قرار
گرفتن جنين ، جوجه هاي بدشکل ، جوجه هاي ضعيف و لاغر يا جوجه هاي نرم و وازده هاي
بارز . ساير حالات غير طبيعي شامل نوک طوطي ، نوک متقاطع ، کوري ، سرلرزان ، جوجه
هاي با پاهاي باز ، پنجه هاي پيچيده و مشکلات ناف مي باشند. علت دقيق چنين ضايعاتي
را فقط به وسيله آزمايشهاي دوره اي سيستماتيک بر روي تخم مرغ هاي قابل جوجه کشي در
طي انکوباسيون و همچنين بررسي ضايعات جوجه کشي و توجه به مشکلات تغذيه اي و سلامتي
گله مي توان تعيين نمود، با در نظر گرفتن چنين کاهشي در ميزان قابليت جوجه درآوري ،
در جوجه کشي ها و گله هاي مادري که 30 تا 33 درصد تخم مرغ هاي آنها قبل از تبديل
به جوجه درجه يک از دست مي روند، نياز مبرم و واضحي به بهبود استانداردهاي مديريت
احساس مي شود. 10 درصد تخم مرغهاي توليد شده در مزارع مرغ مادر ، غير قابل جوجه کشي
هستند که اين تخم مرغها اغلب به علت ضعيف بودن پوسته ، پوسته هاي داراي خلل و فرج
، پوسته هاي بدشکل ، کوچک بودن و ديگر موارد غير طبيعي حذف مي شوند اين موارد در
طي تابستان و يا در هنگام بروز بيماريهايي
مانند نيوکاسل ، برونشيت عفوني ، کريزا ،
بيماري مزمن تنفسي و رئو ويروس ها افزايش مي يابند. از نظر بازده کلي توليدات يک
مرغ در طول زندگي ، در مناطق آب و هوايي گرم ، 10 درصد ديگر ضايعات تخم مرغ هاي
قابل جوجه کشي به علت مشکل فاقد نطفه بودن واقعي است که حائز اهميت مي باشد .
ارتباط دادن تمام مشکلات به شرايط محيطي اشتباه است و به منظور بهبود بازدهي بايد
تجزيه و تحليل مرتبي از نتايج صورت پذيرد براي ارتقاء استانداردهاي مديريت مزارع مادر
و جوجه کشي ها جهت بهبود نتايج جوجه کشي در آب و هواي گرم فعاليت وسيعي مي توان
انجام داد البته عملکرد تعدادي از جوجه کشي ها نيز مطابق پتانسيل زنتيکي نژادي است
که بر روي آن کار مي کنند ولي تعداد آنها نادر است .
فصلنامه چکاوک – شماره 26 – مهندس علي محمد عليپور
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ ساعت 11:45 توسط
|
مدیر سایت: پدرام پوراسمعیلی